شهر هوشمند یا دیگر وقتی برای از دست دادن نداریم
یکی از کلیدواژههای پرتکرار این روزها در حوزه شهر و شهرداری شهر هوشمند است. البته با گذشت زمان کمی رنگ و زرق و برق ابتدایی این ترکیب جذاب کمشده و سویههای فنی و اجرایی آن برای مدیران و شهرنشینان پر اهمیتتر. یکی از اصلیترین دلایل آن پی بردن به این نکته است که مراد متخصصین تراز اول جهانی از شهر هوشمند، یک شهر عجایب شبیه آنچه در فیلمهای علمی-تخیلی میبینیم نیست
نظر سنجی:
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اقتصاد بازرگانی؛ یکی از کلیدواژههای پرتکرار این روزها در حوزه شهر و شهرداری شهر هوشمند است. البته با گذشت زمان کمی رنگ و زرق و برق ابتدایی این ترکیب جذاب کمشده و سویههای فنی و اجرایی آن برای مدیران و شهرنشینان پر اهمیتتر. یکی از اصلیترین دلایل آن پی بردن به این نکته است که مراد متخصصین تراز اول جهانی از شهر هوشمند، یک شهر عجایب شبیه آنچه در فیلمهای علمی-تخیلی میبینیم نیست. بلکه بیشتر یک نگاه خاص اجرایی عملیاتی است که مانند یک پدافند غیرعامل از غافلگیر شدن ما جلوگیری میکند. گرچه نقش تکنولوژی در پیاده سازی یک شهر هوشمند غیرقابل انکار است، بینش ما در خصوص مسائل شهری است که به هوشمندی شهر و خانه ما منجر خواهد شد.
سویههای متعددی وجود دارد که میشود برای اثبات مدعای بالا سراغشان را گرفت. مطرح شده است که شهر هوشمند باید دارای چهار ستون اصلی باشد:
زیرساختهای اجتماعی؛
زیرساختهای کالبدی؛
زیرساختهای نهادی (از جمله حاکمیت)؛
و زیرساختهای اقتصادی.
مرکز توجه هر یک از این ارکان شهروندان هستند.
از طرف دیگر، یک برنامه شهر هوشمند نباید باعث سوداگری سودجویان بخش تکنولوژی و فناوری اطلاعات شود. شاهدیم که در بسیاری از نقاط آمریکای شمالی، بخش زیادی از سرمایهها به هدر میرود بابت هیچ و پوچ. ولع هوشمندسازی شهرها بعد از پاندمی در سوداگری بخش فناوری اطلاعات بیتاثیر نیست. درنتیجه باید از هیجانزدگیها در این زمینه جلوگیری کرد. در یک پارادوکس شیرین، دولت کبک از همین تکنولوژی دارد برای مبارزه با فساد استفاده میکند که بسیار هم نتیجه بخش بوده است. نه تنها تکنولوژی به شفافسازی امور میانجامد، بلکه به واسطه سرعت و دقت، فساد زمانی شهروندان هم به صفر میل میکند. دست کم امروز دیگر وقتی برای از دست دادن نداریم.
تمام اینها را که کنار بگذاریم تنها یک مسئله باقی میماند: چگونه باید به شهر هوشمند رسید؟ پاسخ سوال اگرچه در یک ترکیب کوتاه یعنی نقشه راه شهر هوشمند، خلاصه میشود اما اگر آسان نمود اول، ولی افتاد مشکلها. لذا باید شورای شهر جدید، بخش قابل توجهی از ظرفیت خود را به تدوین این نقشه راه اختصاص دهد. سوالی که در این نقطه میشود مطرح کرد این است که این نقشه راه باید چه چیزهایی را در بر بگیرد.
اگرچه شهر هوشمند یک منطقه شهری است که از انواع مختلف روش های الکترونیکی و حسگرها برای جمع آوری داده ها استفاده می کند، اما این تعریف ساده نباید باعث شود که ما متوجه سادهسازی مطلب نشویم. شهر هوشمند خیلی فشرده شامل چند رکن اصلی میشود. اول، اقتصاد هوشمند است که باید در نظر داشته باشیم این اقتصاد زیرساخت اصلی کار را پیریزی میکند. دوم، مردم هوشمند؛ مردم باید مجهز به ابزار برای تعامل با پلتفورمهای شهر هوشمند باشند. سوم، حکمروایی هوشمند است که کانون اصلی در اینجا حکمروایی محلی است. چهارم، سفرهای هوشمند شهری است. پنجم، محیط هوشمند است که البته وسیعترین میدان بازی برای ما اینجاست. در آخر هم ما میرسیم به زندگی هوشمند.
روی هم رفته، اگر بخواهیم خیلی کوتاه جمعبندی کنیم، شهر هوشمند از نگاه هوشمندانه ما به مسائل برای یافتن پاسخها نشات میگیرد. اگر با ذوق و هیجان به سمت آن برویم، چیزی جز اتلاف منابع شهر و شهرداری ندارد، ولی اگر با یک نقشهراه دقیق برای پیاده سازی آن اهتمام کنیم، قطعا بهروزی همگانی و خیر عمومی را ضمن بازگرداندن سرمایه اولیه به خالصه عمومی در پی خواهد داشت.
زهیر خیری
انتهای پیام/